پــــ♥ــرنیاپــــ♥ــرنیا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

پــــــــ♥ـــــرنیا....موهبت الهـــــ♥ـــی

♡♡♡پرنیا و قووووووو♡♡♡

امروز شنبه ١٣٩١.٤.١٠است همه خونه ی مادر شهناز جمع هستند ومن تصمیم گرفتم که پ پ رم رو بذارم داخل سبد قو و چند تا عکس ازش بگیرم. وای عسیسم دریغ از یه لبخند که بزنی مامانی فدات بشه بالاخره بعداز کلی حرف زدن رضا و مهران وحسین باهات شروع کردی بخندی کیف کردی مادر شهناز هم برات کلی اسفند دود کرد  آخ که چه ناز شده بودی وسط این پرها آدم می خواست درسته قورتت بده جوجوی مامان. حالا هم چندتا از عکسای نازت رو برات می ذارم  عکس پرنیا و پسر عموهاش مهران وحسین وپسر عمه هاش رضا و سینا ...
29 آبان 1392

♡♡♡مراسم گل غلتان پرنیا خانم♡♡♡

یکی از رسوم سنتی به جای مانده از گذشته در مناطق مختلف کشورمان آئین گل غلتان نوزاد در اولین بهار زندگی او می باشد بر اساس این آئین تنی چند از زنان فامیل برای چیدن گل به میان باغ ها و مزارع رفته و باذکر صلوات و خواندن ابیاتی به شرح زیر اقدام به جمع آوری گل برای اجرای مراسم گل غلتان نوزاد می نمایند. همه کوه وکمر بی تو داره یا محمد     کدوم گل قامت روی تو داره یا محمد همون ماهی که از کوه می زنه سر     نشان طاق  ابروی  تو  داره یا محمد پس از جمع آوری گل که غالبا در ساعات آغازین صبح صورت می گیرد گلهای چیده شده را به خانه آورده وپرپر می کنند سپس نو...
29 آبان 1392

♡♡♡آرزوی مامان وبابا در شب آرزوها♡♡♡

  امشب شب آرزوها لیله الرغائب... پرنیای عزیزم من وبابایی در این شب عزیز آرزوهای زیادی داریم که مهمترین اون اینه که تو دختر ناز ما همیشه خنده روی لبات باشه وهیچ وقت غم و غصه به سراغت نیاد سعادت وسلامت تو آرزوی ماست. ...
29 آبان 1392

♡♡♡بابا مجتبی روزت مبارک♡♡♡

  کودکی،دخترکی،موقع خواب سخت پا پیچ پدر بود و از او می پرسید: زندگی چیست؟ پدرش از سر بی صبری گفت: زندگی یعنی عشق دخترک باسر پر شوری گفت: عشق را معنی کن پدرش داد جواب: بوسه ی گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت: پدر....عشق اگر بوسه بود... بوسه هایم همه تقدیم تو باد بابا مجتبی روزت مبارک دوستت داااااارم. کادوی مامانی: ...
29 آبان 1392

♡♡♡پنج ماهگی گلکم♡♡♡

دختر نازم از بودنمون باهم  ماه گذشت ... باورم نمی شه که از اون موجود کوشولو که فقط بلد بود شیر بخوره و بخوابه تبدیل به دوست و همبازی واسه من شدی... مامانی از صبح که بیدار می شه عوضت می کنه ،باهات بازی می کنه ،راهت می برهوآواز می خونه برات... ظهر که بابایی میاد اینقدر خوشکل واسش ذوق می کنی و وقتی بابایی لبهاشو میاره جلو بوس می کنه فورا با اون دستهای کوچولوت لبهاشو می گیری تازگیا پاهاتو میاری بالا و با دستهات می گیری که دوست داریم درسته قورتت بدیم هلوی مامان... خلاصه این 5 ماه همه ی زندگی ما شده پرنیااااااااااااااااااااااااااااا حالا هم عکسای ٥ ماهگی پرنیا رو ببینید: وااای این عروسک ناز کیه؟ ...
29 آبان 1392

♡♡♡باش گلم♡♡♡

  وطلوع/وسحر/وفروغ/واثر/وچراغ شب یلدای کسی باش گلم.../ وبهار/ونسیم/ونگار/وندیم/ودلارام و تسلای کسی باش گلم.../ ابر شو باران باش/برف کوهستان باش/یاریی پنهان باش/چشمه ی جاری صخرای کسی باش گلم.../ زندگی دریاییست/پر تلاطم/پر موج/گاه موجی آرام/گاه موجی در اوج.../ یا دلی دریایی/زورق و ساحل دریای کسی باش گلم.../ نفسی/ومسیحای کسی باش گلم.../ تا همیشه دوستت خواهیم داشت ...
29 آبان 1392

♡♡♡اولین غلت♡♡♡

پرنیای ناز ما اولین بار ساعت ده دقیقه به 12 ظهر 1391.2.29 جمعه که من پیشش نبودم و جیگر مامان داشت تلویزیون می دید غلت زد وما رو غرق شادی کرد. فدای اون چشمات بشم که بعداز این غلت با تعجب نگاهم می کردی. ...
29 آبان 1392

♡♡♡روز مادر♡♡♡

1391.2.23   سلام دوستای گلم:   امسال اولین سالیه که خدای مهربون من رو لایق نام مقدس مادر کرده   ویکی از اون فرشته های آسمونیشو به من داده.واقعا به خاطر این لطف ونعمت    بزرگی که به من عطا کرده ازش ممنونم وروز وشب شکر نعمتش را به جا میارم. این روز قشنگ ومقدس رو به مادر گلم و مادر شو هر عزیزم و همچنین همه ی مادر های مهربون دنیا تبریک می گم وبرای همتون آرزوی سلامتی وتندرستی می کنم مادر: خطهای بارداری تو سجده گاه من است و مقدس زیبائی می دهند به تو آنگاه که می فهمم درد کشیده ای برایم 9 ماه صبوری و بردباری کرده ای وسا...
29 آبان 1392